خرید بک لینک
عصر رفتیم به عنوان شام پیتزا خوردیم که هرکسی دوسه تا تیکه اضافه آورد و چون مال من بیشتر همه بود ظرف حاویشونو من آوردم اتاقم. الان راه افتادم با یه بشقاب پر پیتزا طبقه به طبقه در اتاقاشون که سهمشونو بدم، یکی دلش نمیخواد، یکی به معدش نمیسازه، یکی تا یه هفته شام و ناهار داره :| الان با اینکه عمیقا خوشحالم چون حتا برای صبونه هم پیتزا دارم (و شاید باورتون نشه ولی یکی از دلایلی که میخوام کلاس کامپیوتر هشت تا دهِ فردا رو نرم همینه که با آرامش خاطر بشینم پیتزا بخورم) ولی سیامک انصاری طور نشستم زل زدم به دیوار که واقعا چطوری یه نفر میتونه در برابر پیتزا مقاومت کنه؟

برچسب: نویسنده: سام طاهری تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 17:04

پیتزای مذکورو آوردم بخورم تعارف کردم به هماتاقیام که فردا امتحان دارن و داشتن سگخونی میکردن و نشستیم با هم خوردیم (و برا فردامم هیچی نموند کلا، چون من یه حس ذاتی دارم که خوشال کردنِ بقیه برام لذتبخشتر از صبونه پیتزا داشتنه) بعدشم رفتم بطری سنایچ پرتقالی که از خونه آورده بودمُ براشون درست کردم و الان با حالت هنگ و منگ نشستن مذاکره میکنن که آیا آفتاب امروز از طرف دیگهای در اومده یا اینکه من قراره فردا بمیرم و دارم توشهی آخرت جمع میکنم یا چی.

برچسب: نویسنده: سام طاهری تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 17:04

چقدر بزرگ شدم. چقدر عاقلتر.

برچسب: نویسنده: سام طاهری تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 17:04

+یکی از ذوقایی که واسه خونه اومدن دارم اینه که بیام وبمو تو کامپیوتر باز کنم و نیگاش کنم! چون ستاره هاشو تو موبایل نمیشه دید. +من از امروز تا دوشنبه خونه م و دیروز سه شنبه 4 بعدازظهر که اومدم سه شنبه ی بعدی 6 صبح میرم. گفتم بدونید که چرا الان خوشبخت ترین انسان دنیا حساب میشم. +باید برم دنبالِ رویاهام. ریلی. +واقعا نامردیه اگه این یه هفته ی رویایی منو نبرن سیتی سنتر سپاهان شهر که اون لاک سورمه ای خوشرنگِ جادویی که هیچ جایی مثلش نیست رو بخرم و این بار نشکونمش. +بله، منم مث هرکسی از بزرگ شدن میترسم و وقتی توی یه شهر کسی رو ندارم و مشکلی برام پیش میاد و باید خودم حلش کنم درحالی که هنوز یاد نگرفتم بغض الکی نکنم هزار بار لعنت میکنم این دنیا رو. ولی دیروز اتفاقایی افتاد که باعث شد فکر کنم چقدر تجربه چیز خوبیه. چقدر گذشتن قشنگه. +دلم نوشتنِ زیاد میخواد.

برچسب: نویسنده: سام طاهری تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 17:04

You're not normal If you saw Pheoby's wedding and did not cry

برچسب: نویسنده: سام طاهری تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 17:04

دنیا رو غم گرفته.

برچسب: کامران و هومن نمیدونم چرا,کامران و هومن نمیدونم چرا mp3,كامران و هومن نميدونم چرا, نویسنده: سام طاهری تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 17:04

+آیا مازوخیسم دارید و دنبال راه های خلاقانه برای خودآزاری میگردید؟ در هوای سرد که دست هایتان یخ کرده قولنج انگشتان خود را بشکنید :| مرگو به چشم میبینید قشنگ :| +قسمت آخر فرندزو دیدم. از عصر ناخودآگاه حواسم میره پی اینکه بقیهش چی میشه، چی به سر جویی میاد و فیبی بچهدار میشه و دوقلوهای مانیکا و چندلر بزرگ میشن و هی یادم میاد که تموم شده. چون اَز پیتر وان هوتن وانس سِد، شخصیتهای کتابها (و فیلمها) با تموم شدن داستان تموم میشن. بچگانهس که واقعی فرضشون کنیم و کنجکاو سرنوشتشون باشیم. +فزندز واقعا تموم شد. بنظر میومد بینهایت باشه. +دارم با مرضیه یه انیمه میبینم. فعلا که نمردم. +همونطور که به سارا هم گفتم بیاید یه نگاه به جزوه زیست شناسی سلولی مولکولی من که چارشنبه ازش میانترم دارم بکنید تا هزاران سال پشت کنکور موندنُ به جون بخرید. حداقل شما تو کنکور میفهمی چی داری میخونی! بعد دیگه بدبختی سر سخت بودن سوالا و رقابته. اصن شده هیچوخ سر یه جزوه ده صفحهای چرت چار ساعت متوالی بشینی و نفهمی زمان چطور گذشت؟ شده انقد سرچ کنی تا یه چیزی دس گیرت بشه آخر و بازهم یک درصد اطمینان نداشتهباشی که پاس

برچسب: نویسنده: سام طاهری تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 17:04

پس فردا از عوضی ترین زیستِ دنیا میانترم دارم و تعداد زیادی جزوهی خونده نشده هم، اما دارم به امیدِ اون چارشنبه پنشنبه جمعهای زندگی میکنم که هماتاقیهای عزیزم همگی میرن خونههاشون و میتونم کف اتاق دراز کشیده تمام روز ماندالا بکشم و چهرازی گوش بدم.

برچسب: شاید برای شما اتفاق بیفتد,شاید برای شما هم اتفاق بیفتد دانلود,شاید برای شما اتفاق بیفتد دانلود, نویسنده: سام طاهری تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 17:04

یه سهشنبهی بعد کنکورت که رفتیم چارباغ قدم زدیم، بهت میدمش.

برچسب: نویسنده: سام طاهری تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 17:04

صفحه بندی